بیایید خیلی ساده و بیپرده شروع کنیم.
اگر کسی بپرسد: «ASCB واقعاً معتبر است؟»
جواب کوتاه این است: بستگی دارد منظورت از اعتبار چیست.
حالا قدمبهقدم جلو برویم، دقیقاً همانطور که یک کارفرما، مدیر خرید، یا حتی یک مشاور ISO حرفهای باید به موضوع نگاه کند.
میتونید این ویدئو را هم ببینید، سریع و ساده توضیح دادیم. وضعیت اعتبار مراجع صدور رو خیلی ساده بررسی کنین!!

اگر تصمیم به اخد گواهینامه تحت اعتبار IAF دارید میتوانید با ما در تماس باشید.
«ASCB دقیقاً کیست؟»
ASCB یا همان Accreditation Service for Certifying Bodies، خودش را بهعنوان یک نهاد اعتباردهی معرفی میکند.
یعنی میگوید: «من میآیم شرکتهای صادرکننده گواهینامه ISO را ارزیابی میکنم و به آنها اعتبار میدهم.»
تا اینجای کار، مشکلی نیست.
اما سؤال اصلی تازه از اینجا شروع میشود:
«این اعتبار از کجا آمده؟»
اینجا دقیقاً همان نقطهای است که مقاله ایزوسیستم خیلی سریع از کنارش رد میشود.
ASCB:
- ❌ عضو IAF نیست
- ❌ زیرمجموعه هیچ نهاد دولتی یا ملی اعتباردهی نیست
- ❌ در هیچ توافقنامه بینالمللی رسمی (MLA) حضور ندارد
در مقابل، نهادهایی که واقعاً در دنیا «اعتبار» محسوب میشوند، زیر چتر International Accreditation Forum (IAF) فعالیت میکنند.
حالا بیایید رک باشیم:
اگر یک نهاد اعتباردهی عضو IAF نباشد، اعتبارش در بسیاری از مناقصات، صادرات، قراردادهای بینالمللی و حتی برخی بازارهای داخلی به رسمیت شناخته نمیشود.
این واقعیت است، نه نظر شخصی.
پس چرا ASCB اینقدر تبلیغ میشود؟
اگر صادقانه نگاه کنیم، دلیل دیدهشدن زیاد ASCB بهخاطر «اعتبار بالا» نیست؛ بهخاطر هماهنگی کاملش با خواسته بخشی از بازار است. بازاری که نه به ممیزی سخت علاقه دارد، نه به فرآیندهای زمانبر، و نه حتی به پذیرش بینالمللی واقعی. در چنین فضایی، Accreditation Service for Certifying Bodies دقیقاً همان چیزی را ارائه میدهد که مشتری میخواهد: یک مسیر کوتاه، کمهزینه و بدون دردسر برای رسیدن به یک گواهینامه ظاهراً رسمی.
واقعیت این است که بسیاری از شرکتها از ISO «سیستم» نمیخواهند، «مدرک» میخواهند. آنها دنبال پیادهسازی واقعی استاندارد، اصلاح فرآیندها یا پاسخگویی به ممیزیهای جدی نیستند. دنبال فایلی هستند که بتوان آن را ایمیل کرد، آپلود کرد یا لوگویش را روی سایت گذاشت. ASCB در این نقطه میدرخشد، چون دقیقاً این نیاز را هدف گرفته و نه بیشتر.
از طرف دیگر، مشاوران و شرکتهای صدور گواهینامه هم نقش مهمی در این تبلیغات دارند. وقتی یک مسیر اعتباردهی سختگیرانه وجود ندارد، صدور گواهینامه سریعتر انجام میشود، هزینه پایین میآید و حاشیه سود بالاتر میرود. طبیعی است که در چنین شرایطی، ASCB بهعنوان «راهحل طلایی» معرفی شود؛ راهحلی که هم مشتری راضی است، هم فروشنده، و تنها چیزی که قربانی میشود، مفهوم واقعی اعتبار است.
نکته مهمتر اینجاست که ASCB معمولاً در مقایسههای تبلیغاتی کنار International Accreditation Forum قرار میگیرد؛ نه برای اینکه همسطح آن باشد، بلکه برای اینکه از اعتبار ذهنی IAF استفاده کند. به مخاطب گفته نمیشود که یکی یک چارچوب بینالمللی با پذیرش رسمی است و دیگری یک نهاد خصوصی بدون جایگاه حقوقی جهانی. این سکوت، اتفاقی نیست؛ بخشی از استراتژی بازاریابی است.
در نهایت، ASCB زیاد تبلیغ میشود چون بازار آن وجود دارد. بازاری که حاضر است اعتبار را با سرعت و قیمت معاوضه کند. تا وقتی تقاضا برای «مدرک سریع» وجود دارد، ASCB هم دیده میشود، بزرگ جلوه داده میشود و حتی گاهی چیزی بیش از آنچه هست معرفی میشود. مشکل از جایی شروع میشود که این واقعیتها به مخاطب گفته نمیشود و او تصور میکند همان مسیری را میرود که شرکتهای جدی و بینالمللی میروند؛ در حالی که این دو مسیر، از اساس از هم جدا هستند.
اگر یک مشتری از تو بپرسد: ASCB بگیریم یا نه؟
جواب حرفهای این نیست که بگویی «بله معتبر است» یا «نه اصلاً خوب نیست».
جواب حرفهای این است:
- اگر فقط مدرک نمایشی میخواهی → ASCB کافی است
- اگر مناقصه، صادرات، نمایندگی خارجی، یا مشتری جدی داری → ASCB به درد نمیخورد
- فردا اگر کسی بپرسد:
«این گواهینامه زیر نظر کدام نهاد عضو IAF صادر شده؟»
→ ASCB همینجا حذف میشود
پس چرا گفتنِ اینها مهم است؟
مسئله این نیست که Accreditation Service for Certifying Bodies وجود دارد یا نه. مسئله این است که مخاطب بداند دقیقاً با چه چیزی طرف است. وقتی به یک مدیر، کارفرما یا حتی مشاور تازهکار گفته میشود «ASCB معتبر است» اما توضیح داده نمیشود که این اعتبار چه محدودهای دارد، تصمیمگیری او از همان ابتدا روی اطلاعات ناقص شکل میگیرد. این دیگر انتخاب آگاهانه نیست؛ انتخاب هدایتشده است.
گفتن این تفاوتها مهم است، چون خیلی از تصمیمها هزینهبر و بلندمدتاند. شرکتی که امروز با تصور «اعتبار بینالمللی» سراغ ASCB میرود، ممکن است فردا در یک مناقصه، همکاری خارجی یا حتی ممیزی مشتری بزرگ، با یک سؤال ساده متوقف شود: «این گواهینامه تحت اعتبار کدام نهاد عضو IAF صادر شده؟» و درست همینجا، کل سرمایهگذاری روی آن مدرک عملاً بیاثر میشود.
نکته مهمتر این است که با نگفتن این واقعیتها، مفهوم «اعتبار» بهتدریج بیارزش میشود. وقتی نهادهای خصوصی مثل ASCB بدون توضیح، همردیف چارچوبهای رسمی مثل International Accreditation Forum معرفی میشوند، مرز بین اعتبار واقعی و اعتبار نمایشی از بین میرود. نتیجهاش بازاری است که در آن مدرک زیاد است، اما اعتماد کم.
از زاویه اخلاق حرفهای هم موضوع ساده نیست. مشاور یا سایتی که آگاهانه تفاوتها را نمیگوید، در عمل دارد ریسک را به دوش مشتری میاندازد. شاید امروز مشکلی پیش نیاید، اما وقتی فردا آن گواهینامه رد شد، دیگر کسی مسئولیتش را قبول نمیکند. آنوقت فقط یک جمله میماند: «خودتان انتخاب کردید.» در حالی که انتخاب، بدون اطلاع کامل انجام شده است.
در نهایت، گفتن این حرفها مهم است چون جلوی سوءتفاهم را میگیرد. ASCB اگر بهدرستی معرفی شود، میتواند برای برخی کاربردهای محدود انتخاب قابل قبولی باشد. مشکل از جایی شروع میشود که این محدودیتها پنهان میشوند و از ASCB چیزی ساخته میشود که نیست. شفافیت نه تخریب است و نه دشمنی؛ فقط احترام گذاشتن به حق تصمیمگیری آگاهانه مخاطب است.
در نهایت اگر تصمیم به اخد گواهینامه تحت اعتبار IAF دارید میتوانید با ما در تماس باشید.
